فردا (جمعه) قرعه‌کشی بزرگترین رویداد فوتبالی جهان برگزار می‌شود. برخی از ۳۲ تیم حاضر در این مسابقات، به دنبال بخت و اقبال‌اند و برخی دیگر، بی هیچ هراسی، منتظر شناختن حریفان خود.


    در
    نهایت بعد از چندین ماه انتظار، یکم دسامبر ۲۰۱۷ (۱۰ آذر ۱۳۹۵) فرارسید.
    روزی که قرار است سرنوشت حریفان ایران در جام جهانی روسیه مشخص شود و همه
    منتظر هستند که ببینند تیم ملی کشورشان در این دوره با چه تیم‌هایی هم‌گروه
    می‌شود. این بار انتظارات از فوتبال ایران صعود به دور دوم است. اتفاقی که
    بخش زیادی از آن، در گرو قرار گرفتن در یک گروه معقول است.

    مردم
    فوتبال‌فهم ایران می‌دانند که در صورت قرار گرفتن در گروهی سخت یا به
    اصطلاح، مرگ که امکان آن وجود دارد، نمی‌توان انتظار زیادی داشت. هم‌گروهی
    با تیم‌های آلمان، اسپانیا و نیجریه برای ایران یک اتفاق بد محسوب می‌شود و
    در این‌جا فقط باید انتظار داشت تیم ملی ایران عملکرد آبرومندانه‌ای در
    روسیه داشته باشد.

    از طرفی ممکن است قرعه روی خوش خود را به ایران نشان
    دهد و تیم ملی ایران در گروهی با تیم‌های روسیه، پرو و پاناما قرار گیرد که
    اتفاق بزرگی برای فوتبال ایران است و می‌تواند به صعود به دور دوم بسیار
    امیدوار باشیم. به همین خاطر قرعه‌کشی تاثیر زیادی در صعود و عدم صعود نه
    تنها تیم ایران، بلکه خیلی از تیم‌های جام جهانی دارد.

    * ۳۲ تیم کدام‌ها هستند؟
    روسیه
    به عنوان میزبان پیش از این بدون حضور در بازی‌های انتخابی جام جهانی مجوز
    حضور در بیست و یکمین دوره جام جهانی را به دست آورد. ۳۲ تیم راه یافته به
    جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل به این شرح است:

    آسیا: ایران – کره‌جنوبی – ژاپن – استرالیا – عربستان
    آفریقا: نیجریه – مراکش – مصر – تونس – سنگال
    آمریکای‌جنوبی: برزیل- آرژانتین – کلمبیا – پرو – اروگوئه
    آمریکای شمالی و مرکزی: کاستاریکا – پاناما – مکزیک
    اروپا: بلژیک – ایسلند – آلمان – انگلیس – اسپانیا – پرتغال – فرانسه – صربستان – سوئد – کرواسی – سوئیس – روسیه – دانمارک و لهستان
    سوئد، ایسلند و دانمارک سه تیم بزرگی که قطعا در قرعه کشی جام جهانی به ایران نخواهند خورد
    * قرعه کشی چه زمانی است؟
    مراسم
    قرعه کشی جام جهانی ساعت ۱۸ به وقت محلی (۱۸:۳۰ به وقت ایران) آغاز می‌شود
    و یک ساعت بعد یعنی در سال ۱۹:۳۰ دقیقه به وقت ایران، کنفرانس‌های خبری
    مربیان که معمولا کوتاه صحبت می‌کنند، آغاز می‌شود و کارلوس کی‌روش یکی از
    افرادی است که باید در این نشست شرکت کند.

    * محل قرعه کشی جام جهانی کجا است؟
    قرعه کشی جام جهانی قرار است در مسکو و در کاخ کرملین برگزار شود که ظرفیت ۶۰۰۰ نفر را دارد.
    * مجریان برنامه چه کسانی هستند؟
    گری
    لینه‌کر ستاره سابق و خوش اخلاق انگلیسی‌ها که امروزه یکی از مطرح‌ترین
    کارشناس‌های فوتبال است در کنار ماریا کوماندنایا خبرنگار روسی اجرای مراسم
    قرعه کشی جام جهانی را بر عهده خواهند داشت.

    * مهمانان اصلی مراسم قرعه‌کشی جام جهانی چه کسانی هستند؟
    لورن
    بلان کاپیتان پیشین تیم‌ ‌ملی فوتبال فرانسه، گوردون بنکس دروازه‌بان تیم‌
    ‌ملی فوتبال انگلیس، کافو مدافع پیشین برزیل، فابیو کاناوارو مدافع پیشین
    تیم‌ ‌ملی فوتبال ایتالیا، دیگو مارادونا اسطوره تیم‌ ‌ملی فوتبال
    آرژانتین، دیگو فورلان مهاجم پیشین تیم‌ ‌ملی فوتبال اروگوئه، کارلس پویول
    مدافع پیشین تیم‌ ‌ملی فوتبال اسپانیا و نیکیتا سیمونیان مهاجم پیشین تیم‌
    ‌ملی فوتبال شوروی، مهمانان اصلی قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه هستند. در
    دوره قبل فابیو کاناوارو قرعه ایران را برداشت.

    * مراسم از چه شبکه‌هایی پخش می‌شوند؟
    بی
    بی سی در کنار فاکس اسپورت و تله موند اسپانیا حق پخش این مراسم را
    خریداری کردند. در ایران نیز قرار است در برنامه ۹۰ که به مناسبت قرعه کشی
    جام جهانی قرار است جمعه بعد از ظهر روی آنتن برود، این مراسم پوشش داده
    شود.

    * فرآیند قرعه کشی به چه صورت است؟
    روسیه به عنوان
    میزبان و یکی از تیم‌های سید نخست، در گروه A قرار گرفته است. ابتدا ۷هفت
    تیم سید نخست به ترتیب انتخاب می‌شوند و در گروه‌های B تا G قرار می‌گیرند.
    در ادامه دو قرعه کشی برای بقیه تیم‌ها صورت می‌گیرد. در یک گلدان اسم
    تیم‌ها قرار گرفته است و در گلدان دیگر نام گروه‌ها. بر این اساس که ابتدا
    یک تیم از گلدان برداشته می‌شود و در ادامه گروهی که آن تیم قرار است در آن
    قرار گیرد انتخاب می‌شود.

    همچنین غیر از قاره اروپا، بقیه قاره‌ها
    نمی‌توانند بیش از یک نماینده در هر گروه داشته باشند. اروپا نیز در نهایت
    دو تیم برای هر گروه خواهد داشت. بر همین اساس تیم ملی ایران با تیم‌های
    عربستان، استرالیا، کره جنوبی و ژاپن هم‌گروه نخواهد شد. همچنین هفت تیم
    دیگر سید سه یعنی تیم‌های سوئد، تونس، مصر، سنگال، کاستاریکا، ایسلند و
    دانمارک تیم‌هایی هستند که با ایران روبه‌رو نخواهند شد. به عبارت دیگر تیم
    ملی ایران با ۱۱ تیم از ۳۲ تیم جام جهانی روبه‌رو نمی‌شود و از بین ۲۱ تیم
    باقی مانده حریفان ایران مشخص می‌شوند.

    * سیدبندی تیم‌ها چگونه است؟
    سیدبندی تیم‌ها براساس رده بندی فیفا بوده است و برای اولین بار است که تنها معیار، رده بندی فیفا است.
    سید یک
    روسیه (میزبان)، آلمان، برزیل، لهستان، بلژیک، آرژانتین، فرانسه و پرتغال
    سید دو
    اسپانیا، انگلیس، کلمبیا، سوییس، مکزیک، اروگوئه، کرواسی و پرو
    سید سه
    ایران، سوئد، تونس، مصر، سنگال، کاستاریکا، ایسلند و دانمارک
    سید چهار
    استرالیا، ژاپن، نیجریه، مراکش، عربستان، کره جنوبی، پاناما و صربستان

    سلفی جدید پنه لوپه کروز و فرهادی

    پنه لوپه کروز به تازگی عکس جدیدی از خودش و اصغر فرهادی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده که در ادامه خواهید دید.

    سلفی پنه لوپه کروز و اصغر فرهادی در آخرین روز فیلمبرداری همه میدانند

    سیار مفتخرم که در این ماجراجویی سهیم بودم…

    پنه‌لوپه کروز، بازیگر اسپانیایی که در تازه‌ترین فیلم سینمایی اصغر فرهادی به نام «همه می‌دانند»،

    جلوی دوربین رفته است با انتشار عکسی از خود در کنار اصغر فرهادی و خاویر باردم در صفحه اینستاگرامش نوشت:

    «در آخرین روز فیلمبرداری «همه می‌دانند» با اصغر فرهادی نابغه شگفت‌انگیز/ بسیار مفتخرم که در این ماجراجویی سهیم بودم…»

    سلفی پنه لوپه کروز و اصغر فرهادی در آخرین روز فیلمبرداری همه میدانند

    سلفی جدید پنه لوپه کروز و فرهادی

    سلفی پنه لوپه کروز و اصغر فرهادی در آخرین روز فیلمبرداری همه میدانند

    «همه می‌دانند» فیلمی در ژانر درام روانشناسانه به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی است

    که به زبان اسپانیایی ساخته شده است و بازیگرانی همچون خاویر باردم و پنلوپه کروز در آن ایفای نقش می‌کنند.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است:

    «کارولینا برای دیدار با خانواده‌اش از آرژانتین به زادگاهش اسپانیا بازمی‌گردد.

    در این سفر که پیش‌بینی می‌شد به تجدید دیدار از اعضای خانواده خلاصه شود،

    رویدادهای غیرمنتظره‌ای به وقوع می‌پیوندد که بر روند زندگی کارولینا تأثیر می‌گذارد.»

    فیلم های ترسناک همیشه چیزی برای ترساندن و غافلگیر کردن بیننده دارند اما
    شاید شما هم نیز به عنوان علاقمندان این ژانر از سینما، بعد از تماشای یک
    فیلم ترسناک بارها با خود فکر کرده اید که بازیگران چگونه توانسته اند با
    چنین نقش های آزار دهنده ی در این فیلم کنار آمده و این نقش ها را بازی
    کنند. در حالی که بسیاری از بازیگران آن قدر هنر داشته و به بازیگری مسلط
    هستند که می توانند سلامت شخصی و روحی خود را در هنگام ایفای نقش های
    ترسناک و شرورانه حفظ کنند اما برخی دیگر در این مهم عملکرد خوبی ندارند.

     


    از کار با کارگردانان بدرفتار و شکنجه گر تا متد اکتینگی که درست پیش
    نرفته، در ادامه می خواهیم شما را با نقش هایی در فیلم های ترسناک آشنا
    کنیم که به طور جدی بر سلامت روحی و روانی بازیگران تاثیر منفی گذاشت.

     

    ۱- مالکوم مک داول در فیلم پرتقال کوکی (۱۹۷۱)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    فیلم
    «پرتقال کوکی» (A Clockwork Orange) جنجالی ترین ساخته ی استنلی کوبریک به
    اندازه ی کافی صحنه های ترسناک و ناراحت کننده دارد که بدون شک تماشاگر را
    تحت تاثیر قرار خواهد اما این تاثیر روانی برای بازیگری که در این فیلم
    بازی کرده بسیار بیشتر بوده است.

     

    برای صحنه ی معروف
    شستشوی مغزی فیلم، بازیگر نقش اصلی فیلم، به کارگردان اجازه داد که
    دستیاران او برای هر برداشت چشم هایش را به طرز وحشتناکی باز کنند.
    متاسفانه مک داول نتوانست از این صحنه بدون صدمه عبور کند و پس از پایان
    فیلم برداری برای مدتی با کوری موقت و شکاف در قرنیه روبرو شد. بدون شک
    شکنجه ی روحی که مک داول در این فیلم متحمل شد بسیار بیشتر و دردناک تر از
    شکنجه ی جسمی بود.

     


     

    ۲- تیپی هدرن در فیلم پرندگان (۱۹۶۳)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    در
    هنگام فیلم برداری صحنه های فیلم «پرندگان» (The Birds) ساخته آلفرد
    هیچکاک، وی به شدت تیپی هدرن، بازیگر نقش اول فیلم، را چه در صحنه های فیلم
    برداری و چه خارج از آن مورد آزار و اذیت قرار داد. اوج این بدرفتاری ها
    زمانی بود که هیچکاک به وی گفت از پرنده های مصنوعی برای ساخت صحنه ی معروف
    فیلم استفاده خواهد کرد اما در فیلم برداری صحنه ی معروف فیلم از پرندگان
    واقعی که به سمت او پرت می شدند استفاده می شود و این وضعیت یک هفته تمام
    ادامه داشت. وقتی که فیلم برداری این صحنه تمام شد، هدرن با صورتی زخمی،
    بدنی خونین و روحیه ای بسیار بد صحنه را ترک کرد و مدتی را تحت نظر پزشک
    بود.

     


     

    ۳- لیندا بلر در فیلم جن گیر (۱۹۷۳)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    لیندا
    بلر، به عنوان کودکی که در یکی از بزرگ ترین و شناخته شده ترین فیلم های
    ترسناک تاریخ سینما بازی کرده است، گفته است که هنوز زخم های روحی که از
    بازی در فیلم «جن گیر» (The Exorcist) خورده التیام نیافته اند. وی که در
    زمان ساخت این فیلم تنها ۱۳ سال سن داشته می گوید که واقعاً نمی دانسته
    داستان فیلم چیست و در اطرافش چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. برای او
    بازی در این فیلم در ابتدا ساده بود اما کابوس وی پس از اکران فیلم شروع
    شد. در واقع بعد از اکران فیلم در سال ۱۹۷۳ همواره سوال هایی تکراری در
    مورد جن گیری، ایمان و مذهب کاتولیک از وی پرسیده می شد که وی نه جواب را
    می دانست و نه برای پاسخگویی آمادگی داشت.

    وی در این باره گفته
    است:” برای من، فیلم جن گیر یک افسانه بود، من در آن موقع نمی دانستم که
    این موضوع با واقعیت ارتباطی دارد و به همین خاطر وقتی رسانه ها شروع به
    پرسیدن سوال های تکراری از من در مورد کارهای شیطان کردند، این موضوع بر
    فشاری که بر من وارد می شد افزود، و این موضوع برای یک نوجوان بسیار سخت و
    غیرقابل تحمل بود”.

     


     

    ۴- میا فارو در فیلم بچه رزماری (۱۹۶۸)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    میا
    فارو در هنگام بازی در اولین فیلم هالیوودی رومن پولانسکی با نام «بچه
    رزماری» (Rosemary’s Baby) تجربیات روحی دردناکی را تحمل کرد. فارو که یک
    گیاهخوار به تمام معنا بود از طرف پولانسکی مجبور شد که کبد خام مرغ بخورد و
    وی برای برداشت های متوالی مجبور شد بارها و بارها این کار را تکرار کند.
    بدتر این که در هنگام فیلم برداری این فیلم، میا فارو مجبور شد که اسناد
    قانونی مربوط به طلاقش از فرانک سیناترا را خوانده و امضا نماید و این کار
    را باید در برابر چشمان تمام عوامل فیلم انجام می داد. بدون شک ترکیب این
    همه تجربه ی ناگوار برای فارو سخت بوده و روحیه او را خدشه دار کرده است.

     


     

    ۵- جنت لَی در فیلم روانی (۱۹۶۰)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    باز
    وحشت و خشونت و سوء استفاده و باز فیلمی کلاسیک از آلفرد هیچکاک. جنت لَی
    پس از بازی در نقش ماریون کرَین در فیلم «روانی» (Psycho) دیگر هیچگاه آن
    آدم سابق نشد. وی که از دیدن چهره ی خود در صحنه ی مشهور دوش گرفتن به شدت
    ترسیده بود دیگر از ان به بعد هرگز از دوش استفاده نمی کرد و تنها از وان
    حمام استفاده می نمود. فیلم «روانی» که به عنوان یکی از تاریک ترین و
    ترسناک ترین فیلم های تاریخ شناخته می شود نه تنها لَی بلکه دیگر عوامل
    فیلم و حتی خود هیچکاک را نیز تحت تاثیر قرار داد.

     


     

    ۶- کایلی ریچاردز در فیلم «هالووین»

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    شاید
    امروز کایلی ریچاردز را به خاطر بازی در سریال « زنان خانه دار واقعی
    بورلی هیلز» (The Real Housewives of Beverly Hills) به عنوان یک زن خانه
    دار بشناسید اما قبل از این که وی به ستاره ی دنیای تلویزیون تبدیل شود همه
    او را با بازی در فیلم «هالووین» (Halloween) ساخته جان کارپنتر در سنین
    کودکی می شناختند. ریچاردز بعد از دیدن این فیلم چنان وحشت زده شد که تا سن
    ۱۵ سالگی در رختخواب همراه مادرش می خوابید و همیشه تصور می کرد که کسی
    پشت پرده یا زیر تخت او قایم شده است و می خواهد به او صدمه برساند.
    ریچاردز بعد از این تجربه ی وحشتناک دیگر هیچ گاه در فیلم های ترسناک بازی
    نکرد.

     


     

    ۷- بازیگران فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس (۱۹۷۴)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    باید
    توبی هوپر را انسان بسیار بسیار بی رحمی دانست. وی علاوه بر این که به
    عنوان نویسنده و کارگردان فیلم «کشتار با اره برقی در تگزاس» (The Texas
    Chain Saw Massacre) باعث غش کردن و وحشت بسیاری در سینماها شد، بلکه با
    مخفی نگه داشتن ظاهر ترسناک بازیگر نقش مرد صورت چرمی از دیگر بازیگران آن
    ها را به یک باره وحشت زده کرد. وی پوست روی صورت شخصیت ترسناک و قاتل فیلم
    را تا لحظه ای که دوربین ها شروع به فیلم گرفتن کردند از دیگر بازیگران
    مخفی کرد تا واکنش آن ها بعد از دیدن صورت چرمی طبیعی باشد و البته به این
    مهم نیز دست یافت. گونار هانسن (بازیگر نقش صورت چرمی) گفته است که شکنجه
    روحی شخصیت سالی (با بازی ماریلین برنز) در سر میز شام برای او نیز دردناک
    بوده است.

    وی در این باره گفته است:” تمامی صحنه ی شام در ذهن
    من حک شده است و فکر می کنم که این موضوع تنها به خاطر دردناکی آن بوده
    است. در آن لحظه همه ما واقعاً در حال فروپاشی روحی بودیم. و ماریلین نیز
    به من گفت که این صحنه چقدر برای او وحشتناک و غیرقابل تحمل بوده است. این
    که به یک صندلی بسته شده بود و اینکه این چنین مردانی اطراف او را گرفته
    باشند به گفته ی او برایش غیرقابل تحمل و جانکاه بوده است. به نظر من تمام
    آن صحنه بدترین صحنه ی تمام فیلم بود و به نظرم همه ی ما از آن به بعد دچار
    کمی دیوانگی شده ایم. برنز بعدها به هانسن گفته بود:” من فکر می کردم که
    تو واقعاً می خواهی به من صدمه بزنی. تو نمی توانستی از پشت ماسک مسخره ات
    چیزی را ببینی”.

     


     

    ۸- جنیفر کارپنتر در فیلم جن گیری امیلی رُز (۲۰۰۵)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    شاید
    جنیفر کارپنتر با تمامی عمل های جراحی که در سریال ترسناک «دکستر»
    (Dexter) مشکل چندانی نداشته باشد اما بدون شک در مورد فیلم «جن گیری امیلی
    رُز» (The Exorcism of Emily Rose) نظر وی کاملاً متفاوت خواهد بود. وی
    گفته که پس از بازی در این تریلر مذهبی اتفاقات عجیبی برای وی رخ داده است
    برای مثال این که رادیو او چند وقت یک بار در طول شب به یک باره روشن می
    شد. وی در این باره گفته است:” دو یا سه بار که داشتم به خواب می رفتم
    ناگهان رادیو خودبه خود روشن شد و تنها یک بار که صدایش خیلی بلند بود مرا
    به شدت ترساند”. وی تنها کسی نبود که در طول ساخت این فیلم با اتفاقات
    فراطبیعی روبرو می شد زیرا لارا لینی، همبازی کارپنتر در این فیلم، نیز
    گفته بود که در طول فیلم برداری، تلویزیون خانه او در شب بارها خود به خود
    روشن شده است.

     


     

    ۹- جوبث ویلیامز در فیلم ارواح خبیثه (۱۹۸۲)

     نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند [قسمت اول]

     

    فیلم
    «ارواح خبیثه» (Poltergeist) به عنوان نفرین شده ترین فیلم  تاریخ سینما
    شناخته می شود. در میان اتفاقات وحشتناکی که در سر صحنه فیلم برداری این
    فیلم رخ داد می توان به این داستان اشاره کرد که الوور رابینز نزدیک بود
    جان خود را از دست بدهد. هیثر اوروک، بازیگر جوان این فیلم، چندین سال پس
    از اکران این فیلم به دلیل بیماری روده ای درمان نشده درگذشت و در نهایت
    نیز دومینیک دان، یکی دیگر از بازیگران فیلم، نیز مدتی بعد از اکران این
    فیلم توسط نامزد سابقش در ورودی خانه اش به قتل رسید.

     


    جوبث ویلیامز که در این فیلم نقش مادر بچه ها ر بازی می کند وقتی که شنید
    استیون اسپیلبرگ قصد دارد از اسکلت واقعی انسان برای صحنه های ترسناک فیلم
    استفاده کند به شدت دچار وحشت شده و اتفاقاتی که بعدها در خانه اش رخ داد
    نیز بر این ترس افزود.

    وی گفته وقتی که شب ها خسته از فیلم برداری
    به آپارتمان اجاره ایش در لس آنجلس بری گشته فکر می کرده که تابلوهای روی
    دیوار شکلک در می آورند یا کج شده اند و این موضوع به این خاطر بوده که
    بازیگران فیلم در سر صحنه آن قدر ترسانده می شدند که دیگر به همه چیز حساس
    شده بودند. حتی ویلیامز بارها این عکس ها را از حالت کج درآورده و روز بعد
    باز متوجه شده بود که عکس ها بار دیگر کج شده اند. وی بعدها فهمید که وقتی
    هنگام خارج شدن از خانه در را با شدت می بندد قاب های درون خانه در اثر
    فشار باد کج می شوند اما در آن زمان وی متوجه این موضوع نشده و به شدت می
    ترسید.

     برای دانلود آهنگ جدید مورد نظرتون هر روزه به سایت آهنگستان سر بزنید

    سایت آهنگستان یک سایت بسیار فعال در زمینه موسیقی است که هر روز دارای بروز رسانی می باشد و افراد عاشق موسیقی می توانند با مراجعه به سایت از شنیدن جدیدترین موسیقی های ایرانی در آن لذت ببرند.این وبسایت آهنگ تمامی خواننده های هیت ایرانی هر روزه پخش میکند که در ادامه به برخی از این خوانندگان و بیوگرافی آن ها اشاره میکنیم.

    روزبه نعمت الهی

    روزبه نعمت‌اللهی (متولد تیر ۱۳۵۸ در تهران) خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده و نوازنده ویولن ایرانی است.مهناز افشار که از چندین سال قبل تهیه کننده قطعات و کنسرت‌های وی بود،در آلبوم داروگ، علاوه بر تهیه کنندگی، همخوان و دکلمه کننده ترانه‌ها نیز بود که با مخالفت وزارت ارشاد، صدای افشار از این قطعات حذف شد.نعمت‌اللهی که تاکنون تیتراژهای متعددی را برای صدا و سیما تهیه کرده‌است و قطعه خاک دلیران وی بارها پخش شده‌است در سال ۹۴ از حضور در تلویزیون منع شد.وی همچنین داور بخش خوانندگی مسابقه استعدادیابی سایت آپارات در سال ۹۴ بود.شما میتوانید برای دانلود جدیدترین آهنگ های این خواننده هم اکنون بر روی دانلود آهنگ جدید روزبه نعمت اللهی کلیک کنید.

    سامان جلیلی

    سامان جلیلی (زادهٔ ۳ مرداد ۱۳۶۹ در کرج) خواننده سبک پاپ اهل ایران است که پس از انتشار زیرزمینی آثارش در ایران اولین آلبوم رسمیش با نام پرتگاه در ۵ شهریور ۱۳۹۳ منتشر شد.اولین کنسرت رسمی این خواننده در تهران در ۱۲ بهمن ۱۳۹۳ در سالن نمایشگاه میلاد به روی صحنه رفته است. جلیلی از خواننده‌هایی است که کنسرتشان در بهار ۱۳۹۴ لغو شدندشما برای دانلود جدیدترین آثار این خواننده نیز می توانید بر روی دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی کلیک کنید.

    سالار عقیلی

    سالار عقیلی از ۸ سالگی فراگیری موسیقی را با نوازندگی سازهای مختلف آغاز کرد. برادر و مادرش علاقه‌مند به موسیقی و مشوق او بودند و پدرش که وکیل دادگستری بود بیش تر متمایل به پیشرفت تحصیلی او بود. او به هنرستان موسیقی رفت و از همان‌جا تصمیم به یادگیری آواز گرفت. او در طی بیش از ۵ سال نزد صدیق تعریف به فراگیری آواز پرداخت.هم‌اکنون عقیلی افزون بر اجرا و ضبط آثار موسیقی به تدریس موسیقی در آموزشگاه خود و در هنرستان موسیقی مشغول است. او همچنین گروه راز و نیاز را تشکیل داد. اعضای این گروه عبارتند از سالار عقیلی، حریر شریعت زاده، حامد فکوری، مهدی باقری، آرش فرهنگ فر و شهرام غلامی. او به همراه این گروه کنسرت‌های بسیاری در داخل و خارج از کشور اجرا کرده‌است.

    در جشنوارهٔ موسیقی فجر سال ۱۳۷۵، سالار عقیلی جوانی ۱۸–۱۷ ساله، برای نخستین بار به روی صحنه آمد و موجب حیرت تماشاچیان شد. حریر شریعت زاده نیز در آن کنسرت حاضر بوده‌است و به سبب تسلط بر آوازهای ایرانی، با شنیدن صدای سالار عقیلی به استعداد وی پی می‌برد. پس از اتمام برنامه در رابطه با آوازهای ایرانی به صحبت می‌نشینند و همین امر موجب همکاری‌های بعدی و در نهایت ازدواج این دو هنرمند منجر می‌شود. «شریعت زاده» در آلبوم «مایهٔ ناز» سالار عقیلی نوازنده پیانو است، همچنین شنیده‌ها حاکی از آن است که به تازگی تهیه‌کنندگی فعالیت‌های همسرش را نیز بر عهده دارد.

    که شما هم اکنون می توانید با کلیک بر روی دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی جدید ترین آثار وی را دانلود نمایید.

    هشدار پلیس فتا به تازگی در مورد یک باج افزار بوده که عکس عریان قربانیان خود را میخواهد .

    توصیه های پلیس فتا در این مورد را جدی بگیرید.

     

    Image result for ‫باج افزار‬‎

    سرهنگ مصطفی نوروزی رئیس اداره اجتماعی پلیس فتا ناجا، اظهار داشت:

    اخیرا باج افزاری تحت عنوان “Ransomware” در فضای مجازی شیوع پیدا کرده

    که اطلاعات کاربران را رمزنگاری می کند و برای دسترسی مجدد و رمز گشایی آن درخواست عکس عریان می کند.

    این باج افزار پس از نفوذ و رمزنگاری اطلاعات قربانی از وی درخواست می کند

    که یک حساب کاربری در سرویس ایمیل “protonmail” ایجاد کرده و از طریق آن فایل عکس خود را ارسال کند.

    راه های پیشگیری از انواع باج افزارها

    ۱- کاربران، کارشناسان و مدیران “IT” و مدیران امنیتی در خصوص آخرین و جدیدترین نوع باج افزارها

    و نحوه عملکرد آنها آموزش مداوم و متناوب داشته باشند.

    ۲- اجرا نکردن فایل های ناشناس و ایمیل های مشکوک و لینک های جعلی.

    ۳-غیر فعال کردن ماکرو در آفیس از طریق Group policy در دامین.

    ۴- نصب آنتی ویروس و آنتی باج افزار به روز شده از منابع اصلی.

    ۵- فعال کردن آنتی اسپم در فایروال سیستم عامل و میل سرورها.

    ۶- آخرین وصله ها و پچ های امنیتی از منابع معتبر و قابل اعتماد شرکت های مربوطه را به روز کنند.

    ۷- تهیه نسخه های پشتیبان رمز نگاری شده در بازه های زمانی مختلف از اطلاعات مهم و ذخیره سازی روی حافظه های مختلف.

    ۸- استفاده از سیستم های تشخیص نفوذ مانند IDS ها و IPS ها که

    قابلیت شناسایی رفتارهای غیرعادی و مشکوک شبکه و سیستم ها را داشته باشند.

    هشدار پلیس فتا

    ضمنا با توجه به افزودن قابلیت شناسایی باج افزار در آخرین نسخه ویندوز ۱۰

    ترجیحا در صورت استفاده از سیستم عامل ویندوز از آخرین نسخه پیش گفته شده استفاده شود.

    براساس گزارش سایت پلس، این مقام انتظامی به شهروندان توصیه کرد

    در صورت مواجهه با باج افزارها و هرگونه درخواست باج، موضوع را از طریق وب سایت پلیس فتا به آدرس WWW.CYBERPOLICE.IR منعکس کنند.

    این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ جدید حسام الدین سراج بغض زمین

    امشب برای شما آپ موزیکی ها  ♫  ترانه زیبای معجزه از سهیل محمدی ♫ با متن و دو کیفیت 320 , 128

    شعر و آهنگسازی : مجید درخشانی

    Exclusive Song: Hesamoddin Seraj – “Boghze Zamin” With Text And Direct Links In UpMusic

    Hesamoddin Seraj Boghze Zamin دانلود آهنگ جدید حسام الدین سراج بغض زمین

    متن آهنگ بغض زمین حسام الدین سراج

    ♪♪♫♫♪♪♯
    بغض زمین شکست آوار گریه کرد سقفو ستون که ریخت دیوار گریه کرد
    آوار گریه کرد دیوار گریه کرد بی ابر آسمان بسیار گریه کرد♪♪♫♫♪♪♯
    دیدم پناه تو بی سر پناهی است این خانه بی چراغ یکسر سه راهی است
    فصل جدایی دریا و ماهی است فصل جدایی دریا و ماهی است♪♪♫♫♪♪♯
    آوار گریه کرد دیوار گریه کرد بی ابر آسمان بسیار گریه کرد
    فردا که چراغ آسمان روشن شد خورشید به خانه ی تو برخواهد گشت
    با دست تو و جوانه ی امیدت این خاک دوباره پر ثمر خواهد گشت
    این خاک دوباره پر ثمر خواهد گشت ♪♪♫♫♪♪♯

    ♪♪♫♫♪♪♯

    حسام الدین سراج بغض زمین

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید حسام الدین سراج بغض زمین

    این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ جدید سهیل محمدی معجزه

    امشب برای شما آپ موزیکی ها  ♫  ترانه زیبای معجزه از سهیل محمدی ♫ با متن و دو کیفیت 320 , 128

    Exclusive Song: Soheil Mohammadi – “Mojeze” With Text And Direct Links In UpMusic

    Soheil Mohammadi Mojeze دانلود آهنگ جدید سهیل محمدی معجزه

    متن آهنگ معجزه سهیل محمدی

    ♪♪♫♫♪♪♯
    معجزه آغوش تو یه اتفاق ساده نیست بی تو دلم برای عشق یه لحظه هم آماده نیست
    معجزه آغوش تو قلبمو مومن میکنه هر غیر ممکنی رو با احساس ممکن میکنه♪♪♫♫♪♪♯
    وقتی صدای قلب تو لالایی میخونه برام حس میکنم کنار تو از همه ی دنیا جدام
    میتونم این آرامشو کنار تو تضمین کنم تکراریه اما بذار زیباییتو تحسین کنم
    معجزه آغوش تو یه اتفاق ساده نیست بی تو دلم برای عشق یه لحظه هم آماده نیست♪♪♫♫♪♪♯
    معجزه آغوش تو قلبمو مومن میکنه هر غیر ممکنی رو با احساس ممکن میکنه
    عجیبه که همین سکوت انقد برام رویاییه دنیام دیگه محدود نیست چشمات عجب دنیاییه
    زمانو به بازی بگیر عمر شبو زیاد کن من تا قیامت با توام به شونم اعتماد کن
    وقتی صدای قلب تو لالایی میخونه برام حس میکنم کنار تو از همه دنیا جدام♪♪♫♫♪♪♯
    میتونم این آرامشو کنار تو تضمین کنم تکراریه اما بذار زیباییتو تحسین کنم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    سهیل محمدی معجزه

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید سهیل محمدی معجزه

    فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه از کشته شدن دستکم ۸۰ عضو گروه تروریستی پ ک ک بر اثر حمله جنگنده های ترکیه به مخفیگاه آنها در منطقه آسوس واقع در شمال عراق خبر داد.



    به نقل از آناتولی،
    فرماندهی کل نیروهای مسلح ترکیه با صدور بیانیه ای از کشته شدن دستکم ۸۰
    عضو گروه تروریستی «پ ک ک» در جریان عملیات هوایی جنگنده های این کشور در
    شمال عراق خبر داد.


    بر اساس این گزارش، این عملیات هوایی در منطقه
    «آسوس» واقع در نزدیکی رشته کوه های مرزی میان ترکیه و عراق انجام شده که
    در جریان آن یک انبار مهمات، پناهگاه ها و چند دستگاه اتومبیل بمب گذاری
    شده، نابود شده است.


    گفته می شود به دلیل زخمی شدن تعداد زیادی از تروریست های ترکیه به احتمال زیاد بر تعداد کشته های آنها افزوده می شود.

    لازم
    به ذکر است شاهدان عینی روز گذشته از افزایش گشت زنی های جنگنده های ترکیه
    ای بر فراز کوه های آسوس در شرق استان سلیمانیه عراق خبر داده بودند.

    سلفی پریناز ایزدیار در ساحل شمال که به تازگی در صفحه شخصی اش منتشر کرده را خواهید دید.

    سلفی پریناز ایزدیار با کلاه پشمی در ساحل شمال! عکس

    پریناز ایزدیار (زاده ۸ شهریور ۱۳۶۴، بابل، مازندران) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایرانی است.

    او بعد از بازی در سریال زمانه ساخته حسن فتحی به شهرت رسید

    . اولین کار بازیگری پری‌ناز ایزدیار بازی در فیلم یک مرد، یک شهر می‌باشد.

    این بازیگر دوست داشتنی که گیاه خوار و حامی حیوانات است

    بخاطر بازی بی نظیرش در فیلم ابد و یک روز از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

     

    سلفی پریناز ایزدیار

    parinazizadyar 1.jpg

     

    ✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:



    تصور
    کنید برادری دارید که با مادرتان که نیست، حرف می‌زند و ادعا می‌کند
    معشوقه‌اش ماریا را نمی‌بیند؛ در‌حالی‌که هست و از یک جایی متوجه می‌شوید
    دروغ می‌گوید و نه‌تنها ماریا را می‌بیند، بلکه به رابطه تو و ماریا هم شک
    کرده و گلوی تو را توی حمام با تیغ اصلاحی ببرد که خودت داده‌ای ریشت را با
    آن بتراشد و به‌این‌ترتیب چنین فجیع به قتل برسی؛ اما همچنان باشی و ببینی
    چطوری پلیسی به پایت تیر می‌زند و برادرت را زیر مشت‌و‌لگد می‌گیرد و با
    مادرت که همچنان نامرئی است، رابطه دارد و آخر سر هم درحالی‌که به وسیله
    ماریا به قتل رسیده است، جنازه پدر را در وان حمام کشف کند…

    این
    تنها یک وجه ماجراست. این خلاصه خط قصه آخرین کار مساوات از منظر جیم
    برادر کوچک‌تر است. از منظر برادر بزرگ‌تر-جان- جور دیگری است. از منظر
    ماریا همین‌طور و البته از منظر ما و پلیس هم اگر بنگریم، دیدنی‌ها و
    ندیدنی‌ها، بودنی‌ها و نبودنی‌ها متغیر است. باز هم این همه ماجرا نیست…
    از منظر کدام جیم؟ چون دو جیم روی صحنه‌اند و گاهی آنچه این یکی جیم
    می‌بیند، اندکی تفاوت دارد با آنچه آن یکی جیم می‌بیند.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

    این
    پازل روایی البته انبوهی جزئیات گیج‌کننده دارد که بی‌شک در یک‌بار دیدن
    از دست می‌رود یا سخت می‌توان همه آنها را به خاطر سپرد تا بعد از اجرا
    بتوان با فراغ بال این قطعات را برای دست‌پیدا‌کردن به آن تصویر گشتالتی
    نهایی کنار هم چید. به همین دلیل آخرین کار مساوات نه روایت یک معمای جنایی
    که خود معمایی روایی است. این کار مساوات هم مثل چند کار قبلی او، واجد یک
    ویژگی ستودنی است؛ هر کار مساوات نوعی چالش دشوار فرمال است با صحنه
    به‌عنوان مدیوم بنیانی تئاتر. در واقع او به قصه‌ای جذاب نمی‌رسد تا بیاید و
    در تئاتر و روی صحنه و با عناصر تئاتری مثل بازیگر، نور، موسیقی و طراحی
    صحنه برای تماشاچی تعریف کند.

     

    او
    از یک ایده ساده شروع می‌کند و تا جایی پیش می‌رود که صحنه ناتوان از
    تعریف آن شود. او کارش را از آنجا شروع می‌کند. او دقیقا از جایی از قصه
    شروع می‌کند که صحنه عاجز مانده است و این‌گونه ماجراجویی او با صحنه همچون
    مدیومی برای قصه‌گویی شروع می‌شود؛ به ‌همین ‌دلیل او را باید یک هنرمند
    ناب تئاتر دانست نه قصه‌گویی که برای قصه‌هایش مدیوم تئاتر را برگزیده است.
    با این توصیف، پیشنهاد می‌کنم بعد از دیدن اجرای او به تنها چیزی که لازم
    نیست فکر کنید، همین معمای کذایی جنایی است که خط اصلی داستان درام را شکل
    می‌دهد. چون واقعیت آن است که نمی‌توان منطقی برای این جهان کشف کرد. چون
    معلوم نیست جان چرا به دروغ می‌گوید مادر را نمی‌بیند، بعد که پلیس دستش را
    روی شانه مادر می‌گذارد، چرا چنین احساساتی می‌شود؟ چرا ما پلیس را
    نمی‌بینیم؟ چرا پلیس ماریا را نمی‌بیند؟ چرا تا چند اجرا در پایان جنازه
    برادر در وان حمام بود که دیده نمی‌شد و از اجرای چندم شد جنازه پدر؟ و
    بی‌شمار پرسش بی‌پاسخ دیگر.

    شما معمولا وقتی
    پازلی را حل می‌کنید، تصویری گشتالتی وجود دارد که کلید حل معما و چیدمان
    قطعات انبوه به‌هم‌ریخته است؛ مونالیزا، منظره‌ای زیبا از غروبی شاعرانه یا
    اسبی رها در طبیعت؛ اما اگر تصویر نهایی وجود نداشته باشد چه؟ چه هنگام
    تصویری گشتالتی از جهان وجود ندارد؟ زمانی که خودتان درون آن جهان هستید.
    به این جمله دوباره فکر کنید؛ شما با روایت یک معمای جنایی روبه‌رو نیستید،
    بلکه درون یک معمای روایی با موضوعی جنایی حضور دارید. شما یکی از
    کاراکترها هستید در جهانی که از هر منظری بنگریم، منطقی منحصربه‌فرد اما در
    نقاطی هم‌پوشان با سایر مناظر دارد.

     


    کار اخیر مساوات بر اساس یک میزان ابیم (mise en abyme) شکل گرفته است،
    درام «این یک پیپ نیست» در دو ساحت، در دو آینه روبه‌روی هم، یکی آنچه در
    شش قاب می‌بینیم و آن یکی در آنچه در درامی که در میانه قاب‌ها روایت
    می‌شود، برساخته می‌شود. دو آینه که شکستگی‌ها و خراش‌هایی که دارند، باعث
    می‌شود عین تصویر را بازنمایی نکنند و تخطی‌هایی داشته باشند؛ اما این فرم
    روایی بی‌نظیر مساوات از یک جایی از کار می‌افتد؛ چراکه میزان ابیم در
    روایت‌کردن کم می‌آورد و فرمی است بدون توان روایی.

     


    اینجاست که اثر مساوات دوپاره می‌شود و از یک جایی درگیر روایتی می‌شود که
    نمی‌تواند عناصر جزئی‌اش را سامان دهد. به‌طور مثال، مای تماشاچی، خودمان،
    جان ۱ (ابراهیم ناییج) و ۲ (حسین منفرد)، جیم ۱ (میلاد آریافر) و ۲
    (علیرضا حسین‌زاده) و ماریا (رومینا مؤمنی) را می‌بینیم. مامی، پلیس و
    جنازه پدر را نمی‌بینیم؛ درحالی‌که صدای پلیس را می‌شنویم (صدای محمد
    علی‌محمدی). جیم، جان، خودش، ماریا و پلیس را می‌بیند. جان، جیم، ماریا،
    مادر، پلیس و حتی جان ۲ را می‌بیند. ماریا تنها کسی است که همه را می‌بیند
    حتی ما و جنازه پدر را (دلیلم برای اینکه ماریا ما را می‌بیند، صحنه‌ای است
    که در آن ماریا در حالی که مای تماشاچی را دارد نگاه می‌کند، سعی می‌کند
    دستش را از دست مامی رها کند.

    علی القاعده چون
    به‌جز ما تنها جان ۱ و جیم ۱ در این صحنه حضور دارند، این هراس دیده‌شدن
    رفتارش و طرز نگاه‌کردنش به مای تماشاچی نشان از این دارد که او ما را
    می‌بیند). پدر به‌عنوان ابژه، جنازه است و البته مطابق همان ادعای
    گزاره‌های متنی وجود دارد و کسی است که با جان شطرنج بازی کرده است.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

    پس
    اسیر حل معمای روایت‌شدن بیهوده است؛ چراکه مستلزم فراوری از این جهان
    روایی است که ناممکن است. آنچه شما باید رعایت کنید، این است که آمده‌اید
    ببینید چگونه می‌توان در تئاتر قصه‌ای را تعریف کرد که تئاتر مطلقا
    نمی‌تواند آن را تعریف کند، ارزش کار اخیر مساوات به همین شکست است که به
    شکلی پیشینی بر کارش حک شده است و دقیقا به همین معنا شاعرانه است؛ چون شعر
    چیزی جز پذیرش عدم امکان گفتن نیست. تئاتر مساوات را باید دید؛ نه برای
    اینکه ببینید پدر را چه کسی کشت یا سرنوشت آدم‌ها چه می‌شود؛ بلکه برای
    اینکه تا خوردن تئاتر بر خودش را ببینید.

     


    اپراتور نسل چهارم، باقر سروش

    کاش
    باقر سروش آدم‌های درام‌هایش را دوست داشت و برایشان احترام قائل بود.
    باقر درام‌نویس خوبی است. در اپراتور نسل چهارم هم این کاربلدی را نشان
    می‌دهد. ستینگ یا داستان زمینه این درام را مرور کنیم؛ خانه خانواده‌ای
    فرودست از آن‌گونه فراگیر؛ اما نامرئی درام‌های ناتورالیستی اخیر که از
    عرصه نمادین به درام رانده شده‌اند تا مانند امر واقعی لاکانی همیشه در
    کمین واقعیت باشند، مورد توجه یک «اپراتور مخابرات بی‌سیم» کره‌ای قرار
    می‌گیرد.

     

    قرار می‌شود
    در قبال نصب دکل مخابراتی در حیاط‌شان پول هنگفتی در ابتدا و در پی آن
    ماهانه مبلغ خوبی دریافت کنند. پسر بزرگ (شهروز دلفکار) و همسرش (نسیم
    اسدپور)، پسر کوچک‌تر (امیرمهدی ژوله) و دختر خانواده (بهاره رهنما) در
    غیاب پدر که تازه بعد از مرگ مادر خانواده دوباره ازدواج کرده است، چون
    می‌دانند پدر با این کار مخالفت خواهد کرد، در پی راه‌حل مناسبی‌ هستند.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

     


    این دکل آغاز رؤیابافی آدم‌های خانواده می‌شود و البته چالش‌ها و
    بگومگوهایی که از خلال آنها بیشتر به عمق مسائل و روابط‌‎شان پی ‌می‌بریم
    که در نهایت هم جز ویرانی چیزی از آنها نمی‌ماند. قصه این خانواده در
    اپراتور نسل چهارم بهانه‌ای می‌شود برای واکاوی شرایط اجتماعی انبوهی از
    خانواده‌هایی که تلاش می‌کنند زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی
    ویران نشوند و همیشه هم گوشه‌ چشمی به شانس، معجزه و… دارند.

    این
    درام را قبلا باقر در جشنواره دانشجویی با نصف بازیگران اخیرش و دو، سه
    نفر دیگر کار کرده بود. در اجرای اخیرش برای دو نقش سراغ رهنما و ژوله رفته
    بود و از همان‌جا هم ضربه کاری را خورده بود. بازیگران این کار به جز نسیم
    که در خدمت درام بود، به طرز بسیار زننده‌ای در حال رقابت بر سر
    خنده‌گرفتن از تماشاچی بودند. میزان این بلاهت چنان بود که سخت می‌توان
    توصیفش کنم. رهنما در چندین صحنه خنده‌اش را از گوشه‌های لبش به طرزی
    ماهرانه جمع کرد؛ اما بلاهتش در این بود که مهارتش دیده شد و در چنین درامی
    این مهارت نه مایه تحسین که خود فضاحت است.

     


    او که آن‌قدر تمرکز ندارد و در چنین درامی آن‌قدر از ساحت حسّی کاراکترش
    دور است، نشان‌دادن مهارت در جمع‌کردن خنده نمک به زخم تماشاچی پاشیدن است.
    ژوله از او بدتر. در یک‌جا از درام می‌فهمد برادر بزرگ‌تر تنها دارایی او،
    پرایدش را فروخته و پولش را به باد داده است. در اجرای دانشجویی بازیگر
    این نقش با ژست و چشم‌هایش حسّی از نابودی همه‌چیز را القا کرد که بلافاصله
    صحنه با اتصالی کوتاه به همه بحران‌های اجتماعی گره خورد. ژوله چنان لوس و
    بی‌ادبانه سعی کرد از تماشاچی خنده بگیرد که قسم خوردم تا عمر دارم هر
    تئاتری را که او در آن بازی کند، با عینک دودی ببینم.

    امیدوارم
    باقر در کارهای بعدی‌اش قدر درام‌هایش را بداند و با بازیگر‌های مناسبی
    اجرایشان کند. هرچند کار اخیر باقر در سایر جنبه‌های گام رو به جلوی
    تحسین‌برانگیزی بود. طراحی‌ صحنه این‌بار شلخته و سردستی نبود. طرحی بسیار
    مینی‌مال که با دو سطح و یک پنجره سه‌لته و دو سطح عمودی کوتاه، کلیت یک
    خانه فکسّنی دو‌طبقه در محله‌ای فقیرنشین را القا می‌کرد که البته بهتر بود
    برای همگنی با سایر عناصر درام، در جهت القای حس واقع‌نمایی به جای رنگ
    آبی که سطوح فلزی را تداعی می‌کرد و منجر به نوعی انتزاع‌گرایی می‌شد، از
    عناصری واقع‌نمایانه‌تر بهره برده می‌شد؛ در عین حفظ همین مینی‌مالیسم
    خلاقانه.

    کار خانگی، نوشته فرانتس کسافر کروتس، بازنویسی عرفان غفوری و کارگردانی نرگس بهروزیان.

    نرگس
    با کار خانگی عالی شروع کرده است. گام اول را چنان محکم و جسورانه
    برداشتن، بهار سال نیکوست. درباره کار نرگس سخت می‌توان چیزی گفت؛ چون
    دقیقا خلاف کاری است که کرده است. عرفان و نرگس از نمایش‌نامه رئالیستی و
    مبتنی بر رمزگان‌های کلامی کروتس، در اجرائی که در آن رمزگان‌های دیداری و
    شنیداری غلبه دارند، تفسیری سیاسی ارائه داده‌اند که به شکلی جسورانه با
    زیست سیاست ما گره خورده است. معتقدم آنچه را اتفاق افتاده است، هم‌زمان
    باید در نحوه بازنویسی و دراماتورژی نمایش‌نامه دید.

    مطابق
    آموزه مانفرد فیستر رمزگان‌های غیرکامی و کلامی در درام‌های مدرن معمولا
    به شکلی هم‌زمان و در دو حالت ترکیبی و تحلیلی ارائه می‌شوند. در حالت
    تحلیلی رابطه رمزگان‌های کلامی با غیرکلامی می‌تواند استعلایی، متضاد یا
    متنافر باشد که در کار خانگی شکل استعلایی آن اتفاق افتاده است. در واقع
    رمزگان‌های غیرکلامی که احتمالا در بازنویسی و تمرینات مانند نظام ترجمانی
    متن کروتس پدید آمده‌اند با آوردن بدن سیاسی ما سوژه‌های معاصر ایرانی به
    جهان متن، از طریق ژست‌ها (مثل بازنمایی خلاقانه معاشقه صرفا با تکان‌دادن
    بدن و دست‌ها درحالی‌که بشکن می‌زنند، بالاتنه پر‌موی بازیگر مرد و زبان
    بدن او که بسیار از جهان متن‌ اصلی دور است و…) متن را معاصر ما
    کرده‌اند.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

    اجرای
    کار خانگی حدود ۵۰ دقیقه است اما ایراد اساسی این کار همین ریتم تندی است
    که نه منطبق بر منطق دراماتورژیکال اجرا بلکه متناسب با حوصله تماشاچی
    ایرانی است و نرگس گویا این ریسک را نکرده است. امیدوارم چند سال دیگر که
    به اعتمادبه‌نفس مساوات یا خیل‌نژاد دست یافت، کار خانگی را در زمانی
    دوساعته بازتولید کند. خشونت این جهان و آنچه این منطق وحشیانه مردانه بر
    زنان و کودکان روا می‌دارد در این ریتم تند کاریکاتورگونه می‌شود و به
    دیرند

    (duration) همگن‌تری با فضای درام نیاز
    هست. بازی مرد (مصطفی پوریوسف) و زن (تینا یونس‌تبار) نمونه‌ای از بازی
    درخشان در تئاتر است. بد نیست آقای ژوله و خانم رهنما در فرصتی بروند و
    بیاموزند.

    تینا با آن چهره بدون دلالت و
    اسلاوی‌اش و مصطفی با آن بدن کارگری‌اش و چشم‌های برآمده از تاریخ خاموش
    قومی نسل‌کشی‌شده در سرزمینی خیالی در آن خانه‌ای که با چند خط سفید متعین
    شده است و آن رادیویی که به زبان آلمانی چیزهای نامشخص می‌گوید با صدایی
    نکره و گوشخراش، یادآور همه خشونت‌های خاموشی‌اند که این روزها به مدد
    رسانه‌های مجازی صدای بعضی‌هایشان بلند می‌شود. آن جنایت‌ها در حق اهورا‌ها
    و آتناها که هوشمندانه از صحنه نرگس غایب‌اند. آن بدن‌های مثله‌شده،
    لینچ‌شده اما غایب که تنها با غیابشان ما را به تأمل در وضعیت‌شان
    فرامی‌خوانند. امیدوارم نرگس و عرفان بدانند زیبایی‌شناسی و فرم نقطه شروع
    است برای رستگارکردن سیاست در وضعیت استثنایی.

     

     


    نذار این خواب تعبیر بشه، مهدی نصیری

    سال‌های
    جنگ را نباید فراموش کرد. آن سال‌ها سیاست زنده بود و زندگی هم جریان
    داشت. وضعیت طوری بود که کوچه و خیابان از آدم‌های نیک نشان داشت هنوز و
    حتي پشت هیچستان سهراب هم از پوچی اثری نبود. زندگی معنا داشت و لذت‎های
    ساده‌زیستن آدمی همان‌ها بود که آدمی را افشره می‌کنند، عشق، وفاداری،
    مقاومت، بارداری، غذای خوشمزه و دوستی و از این دست. سه زن رفته‌اند خط
    مقدم تا مردان‌شان را برگردانند هرکدام به بهانه‌ای. یکی خواب بد دیده و
    دلش شور می‌زند، آن یکی از جدایی و طلاق پشیمان شده و برای شروعی تازه آمده
    و سومی باردار است. اما درام از همین روایت خطی پیروی نمی‌کند و با نوعی
    درهم‌بافتگی نوعی پیچیدگی فرمال به وجود می‌آورد که واجد تأمل است. این
    بازی زمانی که به شکل روایت تودرتوی هر سه اپیزود به موازات هم اما با نوعی
    دکوپاژ سینمایی ظاهر می‌شود منجر به نوعی فاصله حسی می‌شود که اگر نبود
    دوباره با یکی از همان آب‌غوره‌گیری‌های رسمی و سفارشی روبه‌رو بودیم که
    صحنه را به جایی برای جزجیگرزدن تماشاچی بدل می‌کنند.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

    صحنه
    به سه قسمت موازی با راستای دید تماشاچی تقسیم شده است. در هر قسمت داستان
    یک زن و شوهر به سه قسمت تقسیم شده است که با نظمی هارمونیک روایت می‌شود.
    به طور مثال اول بخش یک از داستان زن و شوهر تهرانی را می‌بینیم، بعد بخش
    سه از زن و شوهر شمالی را سپس بخش یک از داستان زن و شوهر مشهدی را بعد
    برمی‌گردیم به بخش یک از داستان تهرانی‌ها و در هر بخش پاره‌ای از اطلاعات
    زمینه یا ستینگ به ما منتقل می‌شود.

    «نذار…»
    نوعی درام کشویی است و در ادبیات نمایشی ما این شیوه روایت کمتر تجربه شده
    است. این تمهید، همچون نوعی تدوین موازی در سینما عمل می‌کند که هم‌زمان
    سه روایت را در هم می‌تند و بافتی پیچیده شکل می‌دهد که به واسطه تأخیر‌های
    ایجادشده، در روایت تعلیق ایجاد می‌کند. برای این شکل از درام ریتم اهمیت
    بسیار دارد و کنتراست‌هایی که در مود یا حالت کلی اپیزود‌ها باید ایجاد
    شود.

     

    قصه زن و شوهر
    تهرانی پرتنش است و کاراکترهای این اپیزود درون‌گرایی خاصی دارند که با آن
    شکل از عصبیت ناشی از موقعیت دراماتیکشان همخوانی دارد. در قیاس با زوج
    شمالی که بسیار برون‌گرا هستند و فاصله عصبیت تا لودگی را در زمان اندکی طی
    می‌کنند و البته کل فضای اجرا را هم تلطیف می‌کنند و زوج مشهدی که در
    نهایت شکلی متعادل از این دو سر طیف رفتاری‌اند.

    اما
    درام مهدی بی‌مسئله نیست. شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای، دیالوگ‌های نخ‌نما و آن
    موسیقی دستگاهی پشت صحنه کل این جسارت روایی را بر باد می‌دهد هرچند اینها
    در قیاس با آن دماغ‌های عمل‌کرده هر سه بازیگر زن کار قابل اغماض‌اند.
    بازی‌هایشان هم مثل دماغ‌هایشان توی ذوق می‌زند، همان ژست‌های زنان
    سریال‌های تلویزیونی، همان لحن و شکل ادای جمله‌ها. نازک‌کردن صدا برای
    اغوا و زارزدن برای دلبری.

     

     زیر چرخ‌دنده‌های شرایط نامناسب اقتصادی

     

    نه اینکه بازیگران مرد کاری کرده باشند کارستان، تپق که می‌زنند، اغراق تا دلتان بخواهد و دست‌هایی که نمی‌دانند با آنها چه کنند.
    «نذار…»
    به گمانم از تمرین کم ضربه خورده است. وگرنه می‌توانست یکی از درام‌های
    استخوان‌دار باشد البته به شرط بازنویسی دوباره‌ای به منظور پاک‌سازی آن از
    هر آنچه ویروس سریال‌های تلویزیونی است. و البته رستگارکردن آن معنا که در
    دهه ۶۰ در فضا موج می‌زد به واسطه رستگارکردن حقیقت آن آدم‌ها نه نقاب‌های
    تلویزیونی‌شان.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت پرینت فرهنگ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس